حق

 

باز هم مکه شاهد هجرت است هجرتی که بعد شصت سال دوباره تاریخ جهان را دگرگون خواهد کرد

حالا دیگر شبیه آن زمان مسلمین در اقلیت نیستند بلکه هر روز خبری از کشور گشایی های لشکر خلیفه به گوش می رسد و کفار فرسنگ ها از مکه دور گشتند. مردم به خیال آسوده به حج می روند و زیر سایه ی خلیفه ی زور و اشرفی های زر و روحانیون پر تزویرش "بندگی خدا" می کنند و همه چیز به ظاهر آرام تر از هر زمان دیگری است.

دیگر مدت هاست علی نامی نیست که آنها را هر روز به زحمت جهاد اندازد و از معیشت هر روزه شان محروم کند.

دیگر ابوذر نیست که با کفشهای کهنه اش به صورت ظالم بکوبد و با آیات قرآن دیوارهای ظلم را بلرزاند.

دیگر عمار نیست که رو در رو و چشم در چشم ظلم ، غرا و مستحکم از ایمان ، خلیفه را تذکر دهد و نصیحت کند و زیر چکمه های پر نفرت ظل الله و خلیفه الله و خال المسلمین بی هوش شود.

دیگر ابن مسعود نیست که در مسجد خدای پرده از نیات شوم سامری صفتان بردارد و اورا کشان کشان از مسجد به بیرون بیندازند و استخوان پهلویش بشکنند.

مردم خسته از جهاد چنان به خواب لذیذ دنیا فرو رفتند که فریاد های پر درد حسن نیز گویی مشت بر سندان بود.

حالا چند سالی است که همگی آرام و خوش معیشت می کنند و نماز می گذارند و به حج می روند.

حاجیان هر ساله به رسم ابراهیم ، طواف نمرود می کنند و به رسم هاجر ، دربدر اشرفی اند و نمایندگان خدای بر زمین برایشان وعده ی حوری و بهشت و شراب می دهند و داستانها می سرایند تا کسی کام شیرینش با خاطره ی کلام رسول الله و پیروانش ، تلخ نشود.

حالا بار دیگر همه خود را به مکه رساندند تمام بزرگان اسلام و دلاوران و مجاهدین و اصحاب ، جمع همه جمع است.

دعا بر لب ، احرام ریا بسته اند و به خدای زور و زرشان لبیک می گویند. هرچه می بینی همه شور است و نیایش و اشک ، هر چه می پویی همه تابعین بر حق مهاجرین و انصارند که در کنج خلوتهای شبانه شان فریاد العفو سر داده ، مشتری بهشتند.

درست در همین ساعات آرام نیایش برای بهشت و دوری از متاع جهنم است که حسین نواده ی همان رسول رحمت کعبه را ترک می کند.

هجرت دوم آغاز شده است.

هجرتی برای رهایی از شعب دهشتناک بی دردان و دنیا دوستان ، که هزار بار سخت تر از شعب ابیطالب ، روح و جان را به آتش می کشد.

هجرت از شهر بخواب رفتگان ولی نه به سوی مدینه که بسوی منای کربلا و نه با دعوت اوس و خزرج که با عهد ناپایدار جماعت هزار رنگ کوفه

در تمام ممالک اسلامی دیگر جایی امن تر از کوفه نیست ، شهری که نسل مردمانش هنوز هستند

 

امروز صبح حسین از مکه خارج شد

چشمان همه از حدقه بیرون زده است در این شصت سال هیچ کس چنین عصیانی نکرده بود ، هیچ احدی چنین بر اسلام نشوریده بود که حالا نواده ی همان رسول طغیانگر ، خوابشان را به کابوس بدل کرده است.

 

حسین امروز هجرت را آغاز کرد

و صد هزار قافله ی دل به همراه اوست.

 

یا حق